تبليغاتX
๑۩۞۩๑ به نگاه مشتاق من خوش آمدی ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ به نگاه مشتاق من خوش آمدی ๑۩۞۩๑

کاش همه چیز را میشد نوشت

دوستان عزیز من دیگه تو این فعالیت نمی کنم

ادرس اصلی من http://iran-mob.ir/ هست

در مورد کلیپ موبایل هست

موفق باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/02ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

wWw.Bia2Kilip.Blogfa.Com

برترین کلیپ های موبایل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/06ساعت 1:54 قبل از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

wWw.Bia2Kilip.Blogfa.Com

برترین کلیپ های موبایل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/06ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

سلام بچه ها !

این وبلاگ دیگه تعطیل شد !

بروبچ علاقه من به من !

و علاقه مند به موبایل بیاین تو این وبلاگ

مال خودمه !

همکار هم میگیریم !

به امید دیدار !

         *    کلیپ موبایل     *

 

خدا حافظ !

+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/05ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

سلامی دوباره بر شما دوستان عزیزم

امیدوارم که حالتون خوب باشه

خوشبختانه وبلاگ ما هم از فیلترینگ در اومد !

برای امروز هیچ حرفی ندارم ! ولی برای اینکه دست خالی نباشم برای اونایی که موبایل دارن یا از

طرفداران کلیپ موبایل هستند یه سوپرایز دارم !

پس سریع برو این تو !

موبایل کده

اینم یکی دیگه

بیا تو موبایل

اینم سومی

در و دیوار

من که از این چند تا فقط دانلود میکنم مخصوصا مبکده !

امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

موفق باشین

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/23ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

با سلام خدمت شما دوست عزیز

 

ممنون که به وبلاگ من , یعنی وبلاگ خوتون اومدین

 

متاسفانه به علت اختلال در سیستم فیلترینگ حدود چندصد وبلاگ اونم فقط از بلاگفا فیلتر شد

 

(بحث سیاسی شد!)

 

من واقعا برای این مملکت و این سیستمشون متاسفام

 

نمیخوام سیاسی  صحبت کنم ! ولی واقعا دوست عزیز شما بگو تو این مملکت چه چیزیش درسته که اینترنتش

 

  درست باشه , اون از سرعتش, اون از اینکه هر سایتی میری با پیغام "مشترک مورد نظر سایت مورد نظر در

 

دسترس نمی باشد " , من شنیدم در کشورهای اروپایی و .. فقط ملت پول کارت اینترنت رو میدن و هزینه تلفن

 

براشون نمیاد تازه هیچ سایتشون هم فیلتر نداره ! من یه چیزی برام نامفهومه ! اونم اینه که حالا اینا سایت های

 

غیر اخلاقی رو بستن , مشکلی نیست ! چرا دیگه سایت های خبری رو همچون بازتاب , و آ , رادیو فردا و کلا سایت

 

های اینچنینی رو بستن مگر اینها نمیگن که مردم به جمهوری اسلامیشون علاقه دارن پس برای مردم هم این

 

چیزا چرت و پرت و سراغشون نمیرن پس . . . ؟!

 

تنها چیزی که میخواهم بگم و میتونم بگم اینه که " واقعا متاسفم "

 

 

متاسفانه تا اطلاع  ثانوی که احتمالا آخر هم ندارد این وبلاگ و تمامی وبلاگ هایی که سرنوشت من را

 

داشته اند تعطیل است و امیدواریم هرچه سریع تر این مشکل حل شد ( چه خیال خام و خوشی ! نه ؟!)

 

به امید دیدار تا باز شدن دوباره این وبلاگ

 

یا علی

خداحافظ

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/04ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

دورم از تو اما با تو لحظه ها رو زنده هستم

 

بازم از تو پرم از تو واسه تو رویای خستم

 

خوبه دیروز با تو هر روز از تو با خدا میخونم

 

تو خیالت توی حالت باز توی کما میمونم

 

اما با تو لحظه ها رو زنده هستم

 

بازم از تو پرم ازتو واسه تو رویای خستم

 

تا وقتی کنارمی میتونم تا وقتی بهارمی میتونم

 

دیگه طاقت دوری تو ندارم دیگه نمیتونم

 

غربت لحظه خستم راه خنده هامو بسته

 

کمر گیتار عشقم زیر بار غم شکسته

 

شب یلدام ساکت و سرد حسرت شب خالی از درد

 

تا که دق نکرده رویام تو رو جون لحظه برگرد

 

مریم دوستت دارم ولی نمیدونم چرا تو منو دوست نداری ؟

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/06ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

دل تنگی ها تو بردار به روی قلبم بگذار

تکیه بده به شونم تو این مسیر دشوار

اگه منو نمی خوای حرفه دلم رو گوش کن

فقط برای یکبار بعدش خدانگهدار

تنهایی خیلی سخته وقتی چشمام به راه

وقتی که شب سیاه وقتی بدون ماه

تنهایی خیلی تلخه وقتی بی تو هستم

تنها می مونه دستم با این دل شکستم

دل تنگی ها تو بردار به روی قلبم بگذار

هروقت که تنها شدی منو به یادت بیار

داری میری نمیخوام وقت تو رو بگیرم

این حرف آخر من دوستت دارم

دوستت دارم میمیرم

تنهایی خیلی درده اگه نیای توخوابم

وقتی تو استرابم تو هم ندی جوابم

تنهایی خیلی سرده وقتی پیشم نباشی

آتیشم نباشی بیدار میشم نباشی

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/25ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

 | www.amorous.2rbin.myblog.com |

حس عاشقانه :

با طلوع چشمان سیاهت شب تاریک دلم را پر از نور عشق کردی

و با گرمای نگاهت يخهای شک و ترديد را در وجودم ذوب کردی،

و آهنگ صدايت تمامی احساساتم را برقص آورد،

و آنگاه با بوسه های معجزه سايت صداقت مرده را در من زنده کردی،

و با تيشهُ نيشين ابروانت بر تنهُ تنومند قلبم شعر عشقت را به يادگار

گذاشتی، که تنها سطر عاشقانهُ وجودم شد.

و آنگاه ياد و خاطرت را با طناب مشکين موهايت بر لحظه لحظهُ زندگيم

گره زدی،

آری اين تو بودی که احساسات صاف و پاکت را در ميان ابرهای شرم و

حياء پنهان کردی و با باران مهر و محبتت آتش غرور و خود پسندی را

در من آرام کردی و با نعرهای رعد آسای سکوتت و برق لبخند چشم نوازت

سبب گشتی تا شجاعت گم شده ام را در صحرای ترس و وحشت بجویم تا

 که به سويت آمدم و با فریاد گفتم :

                                                     دوستت دارم

 


حقیقت زندگی :

 

هر چی مهربونتر باشی بيشتر بهت ظلم ميکنن


هر چی صادق تر باشی بيشتر بهت دروغ ميگن


هر چی دلسوزتر باشی بيشتر سرت کلاه ميذارن


هر چی قلبتو آسونتر در اختيار بذاری راحت تر لهش ميکنن


هر چی آرومتر باشی فکر ميکنن آدم ضعيفی هستی


هر چی بيشتر به فکر ديگران باشی بيشتر حقتو ميخورن


هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن

                                             

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/21ساعت 3:2 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو 

 

 دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو

 

 روزي که دلت به ديگري مايل شد 

 

 کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/14ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

وقتی میای صدای پات  از همه جاده ها میاد

 

انگار نه از یه شهر دور  که از همه دنیا میاد

 

تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن می رسه

 

هرچی که  جاده است رو زمین به سینه من میرسه

 

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم

 

اگه تو رو داشته باشم  به هرچی می خوام میرسم

 

وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم

 

گلهای خواب آلوده رو  واسه کی بیدار بکنم

 

دست کبوتر های عشق واسه کی دونه بپاشه

 

مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه

 

عزیز ترین سوغاتیه  غبار پیراهن تو

 

عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو

 

نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام

 

عمر دوباره منی  تو رو واسه نفس میخوام

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/23ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

پسر: بابا سیاست چیه؟

پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه


پزشک قانونی به تیمارستان دولتی سرکشی میکرد. مردی را میان دیوانگان دید که به نظر خیلی باهوش می آمد. او را پیش خواند و با کمال مهربانی پرسید که: شما را به چه علت به تیمارستان آوردن؟
مرد در جواب گفت: آقای دکتر! بنده زنی گرفته ام که دختر هجده ساله ای داشت. یک روز پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت و از آن روز، زن من مادر زن پدر شوهرش شد. چندی بعد دختر زن بنده که زن پدرم بود پسری زایید. برادر من شد زیرا پسر پدرم بود.
اما در همان حال نوه زنم و از اینقرار نوه بنده هم میشود و من پدربزرگ برادر ناتنی خود شده بودم. چندی بعد زن بنده هم زایید و از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی و پسرم و ضمناً مادر بزرگ او شد. در صورتی که پسرم برادر مادربزرگ خود و ضمناً نوه ی او بود.
از طرفی چون مادر فعلی من، یعنی دختر زنم، خواهر پسرم میشد، بنده ظاهراً خواهرزاده پسرم شده ام. ضمناً من پدر و مادر و پدر بزرگ خود هستم، پسر پدرم نیز هم برادر و هم نوه ی من است!
آقای دکتر! اگر شما هم به چنین مصیبتی گرفتار میشدید، قطعاً کارتان به تیمارستان میکشید!!!


عشق از ديد حاج آقا:
استغفرالله باز از اين حرفای بی ناموسی زدی؟!
(جمله عاشقانه: خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت کنه)

عشق از ديد مامان بزرگا:
نزن ننه اين حرفارو! راستي اين دختر بتول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه!
(جمله عاشقانه : بريم خواستگاري ...)

عشق از ديد غلام شوفر:
رادياتور عشق من از برايت جوش آمده! باور نداري بر آمپرم بنگر!
(جمله عاشقانه: عزيزم دوست دارم! بووووو بوووووو بوووووغ)

عشق از ديد دختراي ترشيده:
خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم؟!
(جمله عاشقانه : يا شابدالعظيم ۱۰۰۰ تومن نذرت كه بياد خواستگاريم)

عشق از ديد بابام:
آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست‌؟
(جمله عاشقانه: برو دختر حاج آقارو بگير)

عشق از نگاه مامانم:
وا مگه تو امسال كنكور نداري؟! عشق باشه واسه بعد!
(جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت)


چهار معجزه زنان :

1. بدون اینکه علف بخورند شیر می دهند.

2. بدون اینکه زخم شوند خونریزی می کنند.

3. بدون اینکه حمام بروند خیس می شوند!!

4. گوشت بدون استخوان را هم میتونند سیخ می کند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/19ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

خداحافظ همین حالا


همین حالا که من تنهام


خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام


خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید


به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید


اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده س


نه اینکه می شه باور کرد دوباره اخر جاده س


خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها


بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا


خداحافظ خداحافظ همین حالا خداحافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/11ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

کهنه فروشی داد می زد.

کفش های پاره می خرم.

شیشه شکسته می خرم.

لامپ شکسته می خرم.

بی اختیار فریاد زدم.

کهنه فروش قلب شکسته می خری.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/29ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  |