سلام
امشب می خوام درباره یه حقیقت تاریخی صحبت کنم . درباره نسل خودمون. ما ها نسلی هستیم که زندگیمون تباه شده . منظورم ما جوون های ایرانی هست و تمام این بدبختی هم بخاطر کسانیه که در این 27 سال اسم خودشون رو مدیر گذاشتن . هیچ چیزی از اون غنای فرهنگی پیشینیان در ما باقی نمونده . سالهاست که فکر ما تغییر کرده . برید رفتار و منش غربیهایی که این همه ازشون انتقاد می کنیم رو نگاه کنین . اونوقت هست که مشخص می شه کدوممون فرهنگ داریم . همه چیزمون به دروغ وصله . نیرنگی و دورویی از سرتاپای همون می باره . همه می گیم : دروغ نمی گویم ولو بیم جان باشد و دروغ نمی گویم ولو امید نان باشد . ولی در عمل آیا واقعا در لحظاتی که بیم جان و امید نان است ،حقیقت را می گوییم ؟؟؟ من که به شخصه هنوز به اون تطهیر عملی در رفتارم نرسیدم .
یک زمانی دروغ در این سرزمین بدترین گناه بود . یک زمانی حرف افراد با عملشون یکی بود.. ولی الان چی؟؟؟
به خاطر یه لقمه نون بیشتر همدیگه رو تیکه تیکه می کنیم . در مدارسمون از کودکی بچه ها رو به قصد دانشگاه رفتن تربیت کردیم و می کنیم که بعد این که از دانشگاه اومدن بیکار گوشه خونه بشینن . ابته برای بالایی ها خوبه . می دونین چرا؟ چون حد اقل 4 سال مشکل کار و معاش زندگی جوون ها با دانشگاه رفتنشون به تعویق میفته .حالا تا 4 سال دیگه هم خدا بزرگه!!! پدر و مادر ها هم باید جون بکنن پول شهریه دانشجوهاشون رو بدن . دیگه با این اوصاف کی میرسه به بر اندازی و ... فکر بکنه. ریدم تو دهن این سیاست که هرچی می کشیم از سر همین سیاست هست . کودک غربی در مدرسه مهارت های زندگی رو می آموزه ولی بچه های ما از اوان مدرسه باید برای دانشگاه آماده بشن . مهارت های زندگی کیلویی چنده . هر چی که لازمه تو درسه بینش اسلامی از اول دبستان تا دیپلم اومده .....
هی هی هی هی هی هی هی ........... درد زیاده دوستان ولی کو گوش شنوا. ما باید درد بکشیم تا این حکوت بد بخت وصل بشه به مثلا حکومت امام زمان. ریدم تو اون حکومت که بخاطر رسیدن بهش این همه آدم باید رنج بکشن . من هیچ وقت با این لحن تو اینجا ننوشتم ولی الان انقدر عصبانیم که هیچی حالیم نیست .
بشنو از نی چون هدایت می کند از جدایی ها شکایت می کند
مشکل ما ایرانی ها فقط این حکومت لعنتی نیست بلکه خودمون مشکل اصلی هستیم . هر وقت طرز فکرمون رو درست کردیم اون وقت هست که آینده در اختیار ما خواهد بود.
یا حق