تبليغاتX
๑۩۞۩๑ به نگاه مشتاق من خوش آمدی ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ به نگاه مشتاق من خوش آمدی ๑۩۞۩๑

کاش همه چیز را میشد نوشت

-تركه ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ راننده ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه:‌ اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاه به كيف پولش مي‌كنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده‌ و  شروع مي‌كنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،‌ رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه:‌ نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: ‌اينجا كرج بود؟ راننده ميگه:‌ آره. تركه ميگه:‌ خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده بشم !

يه مرده به رفيقش ميگه : ببين، من هر وقت با زنم دعوا مي كنم، هميشه حرف آخر رو من مي زنم و اون هيچي نميگه. رفيقش ميگه : بابا دمت گرم ، كارت خيلي درسته، حالا اون حرف آخر چيه؟ ميگم: "غلط كردم" 

ترکه تلويزيون رو روشن ميكنه  كانال 1: قرآن.  كانال 2: قرآن.  كانال 3:قرآن.  كانال 4: قرآن.  كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه! 

ترکه میره استخر , مایوش سوراخ بوده غرق میشه!

چوپان دروغگو میمیره شب اول قبر بهش میگن اسمت چیه؟ میگه دهقان فداکار!

شب, بچه از خواب پا میشه می بینه باباش افتاده رو مامانش. اونم میپره رو باباش میگه: آخ جون دعوای برره ایه!!!     

میدونی بهترین یونجه مال کجاست؟         نمیدونی؟ اشکال نداره         میرم از یه گاو دیگه میپرسم  !

 

پنج اصل مهم قبل از خواب !           جيش _ بوس _ روش _ توش _ دوش _ لالا

ترکه میفته تو جوب , واسه اینکه ضایع نشه صدای قوطی در میاره!!!

یه پرگار اکس ميزنه , مربع می کشه !

به رشتیه میگن: توي خونه شما مرد سالاریه یا زن سالاری؟

میگه: هیچکدوم .... مردم سالاریه !

 

معلم از بچه می پرسه واحد پول اسپانیا چیه؟ بچه میگه: دور ! معلم میگه: دور؟!! بچه میگه: آخه خاله ام به مامانم گفته رفتم اسپانیا 5 دور دادم تا این لباس رو خریدم !

تركه از اول شب تا پنج صبح يك ضرب فيلم سوپر ميبينه، بعدم تو همون حال و هوا پا ميشه ميره سر كوچه يك دست كله پاچه بزنه. يارو براش 2 تا پاچه ميگذاره با يك زبون، بعد ميگه: آبشو بريزم توش؟ تركه كه هنوز تو جَوِ ديشب بوده، ميگه: نه جـــــونــــي.. نريز توش ... بپاش رو سينم!

قزوينيه ميره مغازه روبات فروشي، فروشنده شروع ميكنه به تعريف از روباتا و ميگه: آقا اين روباته آخر كاره، بهترين روباتيه كه تا حالا ساخته شده، ببين اگه اين دكمه روي شكمش رو فشار بدي جاروبرقي ميشه، اگه دستش رو بكشي ماشين لباسشويي ميشه و خلاصه از هر پيچش هزار هنر ميريزه! قزوينيه حسابي حال ميكنه ميگه: بالام جان من همينو ميخوام! خلاصه پولشو ميده و ور ميداره ميبردش خونه. فرداش قروينيه شاكي با آلت پانسمان شده برميگرده ميگه: پدر سگ! چرا نگفتي اين سوراخ كونش چرخ گوشته؟!

زن رشتيه شب دير مياد خونه , ازش ميپرسه کجا بودي؟ ميگه مرد! 4 نفر به من تجاوز کردن ! رشتيه ميگه: تجاوز کردن 10 دقيقه طول ميکشه بقيشو کجا بودي؟

 

 

                                                     

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/26ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/26ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

یکی داشت و یکی نداشت اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من

یکی خواست و یکی نخواست اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من

یکی آورد و یکی نیاورد اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من

یکی موندو یکی نموند اونی که موند تو بودی اونی که بدون تو نمی تونست که بمونه من

یکی رفت و یکی نرفت اونی که رفت تو بودی اونی که خاطر تو , تو قلب هیچکس نرفت من

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/26ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

اگر گلهای زیبای مهربان میدانستند که دل من چگونه مجروح است از روایح خود مرحمی بر زخم من می گذاشتند .

اگر بلبلان آگاه بودند که من چقدر غمگین و بیمارم برای تسکین دردم نغمه های نشاط انگیز میسرودند.

اگر بر فراز آسمان ستارگان طلایی از درد من خبر داشتند فرو می آمدند و مرا دلداری می دادند.

افسوس که هیچ یک از اینان درد مرا نیمیدانند و تنها او از ان خبر دارد همانکه دلم دردمند اوست.

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/26ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

سازنده‌ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن
پرمعني‌ترين كلمه
ما
است ... آن را به كار ببر
عميق‌ترين كلمه
عشق
است ... به آن ارج بنه.
بي رحم‌ترين كلمه
تنفر
است ... از بين ببرش.
سركش‌ترين كلمه
حسد
است ... با آن بازي نكن.
خودخواهانه‌ترين كلمه
من
است... از آن حذر كن.
ناپايدارترين كلمه
خشم
است... آن را فرو ببر.
بازدارنده ترين كلمه  
ترس
است ... با آن مقابله كن.
با نشاط‌ترين كلمه
کار
است ... به آن بپرداز.
پوچ ترين كلمه
طمع
است ... آن را بكش
سازنده ترين كلمه  
صبز
است... براي داشتنش دعا كن.
روشن ترين كلمه
امید
است... به آن اميدوار باش.
ضعيف ترين كلمه
حسرت
است ... آن را نخور.
تواناترين كلمه
دانش
است .... آن را فراگير
محكم ترين كلمه
پشتکار
است ... آن را داشته باش.
سمي ترين كلمه
شانس
است ... به اميد ان نباش.
لطيف ترين كلمه
لبخند
است ... آن را حفظ كن.
ضروري ترين كلمه  
تفاهم
است ... آن را ايجاد كن.
سالم‌ترين كلمه  
سلامتی
است ... به آن اهميت بده.
اصلي ترين كلمه
اعتماد
است .... به آن اعتماد كن.
دوستانه ترين كلمه  
رفاقت
است.... از آن سوء استفاده نكن.
زيباترين كلمه
راستی
است ... با آن رو راست باش.
زشت ترين كلمه  
دورویی
است ... يك رنگ باش.
ويرانگر ترين كلمه  
تمسخر
است ... دوست داري با تو چنين شود؟
موقررترين كلمه
احترام
است .... برايش ارزش قايل شود.
آرامترين كلمه
آرامش
است ... به آن برس.
عاقلانه ترين كلمه
احتیاط
است ... حواست رو جمع كن.
دست و پاگير ترين كلمه
محدودیت
است .... اجازه نده مانع پيشرفت بشود.
سخت ترين كلمه
غیر ممکن
است .... وجود ندارد.
مخرب ترين كلمه
شتابزدگی
است ... مواظب پلهاي پشت سرت باش.
تاريك ترين كلمه
نادانی
است ... آن را با نور علم روشن كن.
كشنده ترين كلمه
اظطراب
است ... ان را ناديده بگير.
صبور ترين كلمه
انتظار
است .... منتظرش بمان.
بي ارزش تري كلمه
بخشش
است ... سعي خود را بكن.
قشنگ ترين كلمه
خوشرویی
است ... راز زيبايي در آن نهفته است.
تميزترين كلمه
پاکیزگی
است ... اصلا سخت نگير.
رساترين كلمه
وفاداری
است .... سر عهدت بمان.
تنها ترين كلمه
گوشه گیری
است ... بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بودن است.
محرك ترين كلمه
هدفمندی
است ... زندگي بدون هدف؛ روي آن است.
و هدفمند ترين كلمه
موفقیت است.... پس پيش به سوي آن
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/24ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

•  گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

•  باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
•  اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)
•  وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
•  متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
•  بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
•  اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/24ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

شکوفه هاي نگاه توست که عطر خاطره هاي دور را به يادم مي آرد
سخاوت دستهاي زيباي توست که گل عشق در باغچه خانه مان مي کارد
واژه هاي قشنگ و پر معناي توست که در دفتر عشقم به يادگار مي ماند
اندوه از دست دادن توست که غبار مرگ بر دلم مي افشاند
انديشيدن به چشمان بي پرواي توست که خواب ناز را از ديدگانم مي ربايد
پيوند دستهاي من و توست که شوق زندگي در دلم مي روياند
وعده هاي پر اميد توست که برايم نويد خوشبختي به ارمغان مي آرد
شبنم اشکهاي توست که بر چهره ام گلهاي غم مي کارد
صداي آشناي توست که مرا پيوسته به سوي خود مي خواند.

                             

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/24ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

يک روز گرم، شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند و به دنبال آن از برگ های ضعيف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روی زمين افتادند.
شاخه چندين بار اين کار را دد منشانه و با غرور خاصی تکرار کرد تا اينکه تمام برگ ها جدا شدند و شاخه از کارش بسيار لذت می برد.
برگی سبز و درشت و زيبا به انتهای شاخه محکم چسبيده بود و همچنان در مقابل افتادن مقاومت می کرد. باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی که می رسيد آن را از بيخ جدا می کرد و با خود می برد. وقی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با ديدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد . بعد از رفتن باغبان مشاجره بين شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندين و چند بار خوش را تکاند تا اينکه به ناچار برگ با تمام مقاومتی که داشت از شاخه جدا شد و بر روی زمين افتاد باغبان در راه بازگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد بی درنگ آن شاخه را از بيخ قطع کرد. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روی زمين افتاد .
ناگهان صدای برگ جوان را شنيد که می گفت: اگر چه به خيالت زندگی ناچيزم در دست تو بود ولی همين خيال واهی پرده ای بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کنی نشانه ی حياتت من بودم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/24ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

و خدا سنگ را آفريد فقط براي گذاشتن زير پاي لنگ .

و خدا چاه را آفريد فقط براي كنده شدن جلوي پاي كور .

و خدا دل را آفريد فقط براي شكستن .

و خدا صورت زيبا را آفريد فقط براي سوزاندن دل صورت زشت .

و خدا اميد را آفريد فقط براي خوش كردن دل نيازمندان .

و خدا اشك را آفريد فقط براي چكيدن از گونه دل سوختگان .

و خدا چشم را آفريد فقط براي ديدن زشتي ها .

و خدا آه را آفريد فقط براي بيرون آمدن از سينه دردمندان .

و خدا فرشته را آفريد فقط براي مسخره كردن ديو .

و خدا خنده را آفريد فقط براي مسخره كردن .

و خدا عشق را آفريد فقط براي توجيه هوسراني .

و خدا انسان را آفريد فقط براي گند زدن به دنيا .

و خدا من را آفريد فقط براي اينكه يكي به جمع بيچارگان اضافه كند .

و خدا من را آفريد فقط به عنوان موش آزمايشگاهي براي آزمايش هاي بي سر و ته اش .

و خدا من را آفريد فقط براي اينكه كاري كرده باشد .

و خدا من را آفريد ، ... و عجب كار اشتباهي كرد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/24ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

اگه تیپ بزنیم بریم بیرون یا سرکار یا مدرسه یا...میگن با کی قرار داری؟

اگه لباس معمولی بپوشیم میگن تو اصلا سلیقه نداری.

اگه زیاد بگیم دوستت دارم میگن باز چه نقشه ای تو سرشه ...

اگه نگیم دوستت دارم میگن نکنه پای یکی دیگه وسطه ؟

اگه زیاد بهشون زنگ بزنیم میگن بهت اعتماد ندارم

اگه زنگ نزنیم میگن سرت خیلی شلوغه؟؟

اگه زیاد تو خونه بخندی میگن نگاش کن دیوونه شده

اگه نخندیم میگن خاک تو سر افسردت بکنن. بدبخت !!

اگه شام بخوایم میگن همش تو فکر شکمتی

اگه شام نخوایم  میگن ذلیل مرده معلوم نیست با کی شام کوفت کرده!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/22ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

اللهی بشینی رو جوجه تیغی !

اللهی بری قزوین بند کفشت وا بشه !

اللهی نخود بخوری نتونی بگوزی !

اللهی جیشت بگیره کمربندت باز نشه !

اللهی بری حموم واجبی بکشی آب قطع بشه !

اللهی هر کانالی رو بزنی احمدی نژاد رو نشون بده !

اللهی تو قزوین بهت تنه بزنن پولت بیوفته !

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/21ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

اینم آلبوم جدید اندی که خیلی هم باحاله دانلود نکنی از کفت رفته !

۱-خوشکلا باید برقصن            ۶-دختر بلا

۲-نگو نه نمیشه                  ۷-مرد تنها

۳-مهم نبود                        ۸-عشق اول

۴-گل بندر                           ۹-دارم میرم به تهران ! 

۵-پیچک                            ۱۰-انتظار

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/21ساعت 8:41 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

چای دغدغه عاشقانهء خوبی است

 

برای با تو نشستن بهانهءخوبی است

 

حیاط آب زده تخت چوبی و من وتو

 

چقدر بوسه چه عطری٬ چه خانهء خوبی است

 

قبول به خدا خانه ء مادر بزرگِ

 

برای عاشقی ٬ آشیانهء خوبی است

 

غروب اول آبان قشنگ خواهد بود

 

نسیم باران نشانهء خوبی است

 

صدای شعله ور گل نراقی و باران

 

فضای ملتهب و شاعرانهء خوبی است

 

مطابق نظر ماست هر چه هست عزیز

 

قبول کن زمانه ٬ زمانهء خوبی است

 

به خانه باز رسیدم چای می خواهم

 

برای بوسه گرفتن بهانهء خوبی است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/21ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/21ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

اینم تعدادی آهنگ از آلبوم آوازه خوان نه آواز با صدای حسن شماعی زاده که خیلی هم قشنگه

۱-   گیتار                                                   ۶-صخره

۲-گل سرخ                                               ۷-اینقدر عاشقت بودم (خیلی باحاله)

۳-گل                                                        ۸-سفر

۴-از کجا میای                                            ۹-آوازه خوان نه آواز

۵-اللکلنگ                                                ۱۰-کوه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/12/04ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  |