تبليغاتX
๑۩۞۩๑ به نگاه مشتاق من خوش آمدی ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ به نگاه مشتاق من خوش آمدی ๑۩۞۩๑

کاش همه چیز را میشد نوشت

نمي دونم چشاي تو حالا خوابه يا بيداره

اما اين خونه هنوزهم بوي عطر تو رو داره

واسه تو تنگه دل من اگه نزديک اگه دورم

حالا برعکس هميشه پا گذاشتم رو غرورم

نمي دونم چرا هر روز ياد چشم تو مي افتم

مي خوام امشب بنويسم حرفايي رو که نگفتم

مي دونم نيستي ولي من واسه تو سفره مي چينم

مي مونم منتظر تو تا نشيني نمي شينم

گلا رو از توي باغچه واسه مو هاي تو چيدم

مي دونم نيستي ولي من واسه تو هديه خريدم

پره تنهاییام از تو قاب عکست رو برومه

خال تو نقطه سر خط ديگه اين نامه تمومه

gitarist.blogfa.com

                                            

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/16ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

دیگه حرفام نداره رنگی  واسه تو من می دونم

 

از اب چشام میباره بارون خوب می دونم

 

دیگه تو آرزو هام نداره از تو نشونی

 

دل من تنها شده بی تو نداره یه هم زبونی

 

اگه چشمات منو میخوان پشت دل جانمی موندم

 

دیگه این ترانه ها رو نمیساختم نمیخوندم

 

بگو آخه واسه چی پیشم نمیای خوب من

 

مگه دوستم نداری منو نمیخوای خوب من

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/05ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

سلام دوستان خوب

امیدوارم حالتون خوب باشه

من بازم از روی بیکاری یکی از خاطراتم رو که خیلی جالب هست و هروقت یادم میاد میزنم

زیر خنده رو براتون تعریف کنم !دقیقا یادم نمیاد چه روزی بود ولی سال اول دبیرستان بودم که

یه روز که من در مغازه بابام بودم یکی از دوستان بابام آمد و بعد از احوال پرسی گفت خوب آقا

سعید ! کلاس چندمی چه رشته ای میری کدوم مدرسه و...

آقا منم معدلم کم بود برای همین الکی گفتم ۵۰/۱۷ !  (۲۱/۱۴) و میرم رشته کامپوتر و

مدرسه چمران ...

او هم گفت ا.. منم اونجا هستم رئیس کارگاه حسابداری هستم !

جالا چرا نمیای ثبت نام کنی ... زود بیا وگرنه پر میشه منم گفتم باشه

گفتم باشه

و رفت پیشه بابام و می خواست بگه بیارینش زود ثبت نامش کنید و ...

که بابام گفتد ما رفتیم ولی ثبن نامش نکردن به خاطر معدل پایینش و ... دیگه خودتون

بقیش رو حدس بزنید !

بعد منم رفتم پشت مغازه مون و یه عالمه خندیدم و...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/03ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

18 دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد:
1-     هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي‌شود.
2-   مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
3-   براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
4-    در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.
5-   دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
6-   جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.
7-   لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
8-    ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
9-   همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.
10-   اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.
11-    رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12-  با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13-  وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14-  بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16-  حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17-  ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18-  ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد.
و حالا 28 دليل بسيار محكم براي اينكه به زن بودن خود افتخار كنيد:
1-     نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما مي‌گذارند.
2-    هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس
هم از شما ايرادنمي‌گيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام مي‌دهند).
3-   تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما
را ستوده اند.
4-   مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
5-    به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع
نمي كنيد تا سكته كنيد.
6-    عمرتان بسيار طولاني است.
7-   آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي‌آوريد.
8-   هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
9-   هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.
10-   بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و
كركري مي خوانيد.
11-    ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
12-  عشق و هنر ابداع شماست.
13-  هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.
14-  از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالاحالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند!.
15- بهشت زير پاي شماست.
16-  اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل
است.
17-  هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي مي‌خوريد يك دانه
لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.
18-  هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد.
19-  به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود.
20- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.
21-  مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه مي‌نشينيد تا
ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ي حضور بگيرند.
22-  مي‌توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از شلوار تا دامن...
و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.
23- مجبورنيستيد بارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم
هستيد!.
24-  حق تقدم با شماست.
25-  مرد از دامن شما به معراج مي رود.
26- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.
27-  نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.
28-ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/03ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط مسافر عشق  |