تبليغاتX
๑۩۞۩๑ به نگاه مشتاق من خوش آمدی ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ به نگاه مشتاق من خوش آمدی ๑۩۞۩๑

کاش همه چیز را میشد نوشت

کهنه فروشی داد می زد.

کفش های پاره می خرم.

شیشه شکسته می خرم.

لامپ شکسته می خرم.

بی اختیار فریاد زدم.

کهنه فروش قلب شکسته می خری.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/29ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

من ديگه خسته شدم بس كه چشام بارونيه

 

پس دلم تا كي فضاي غصه رو مهمونيه

 

من ديگه بس برام تحمل اين همه غم

 

بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم

 

وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي

 

واسه عشقاي تو خالي ساده مردن واسه چي

 

نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم

 

نميخوام گناه بي عشقي بيوفته گردنم

 

نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم

 

واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم

 

يا يه موجود كباب خالي پر افاده شم

 

وايسا دنيا   وايسا دنيا من مي خوام پياده شم

 

همه حرف خوب ميزنن اما كي خوبه اين وسط

 

بد و خوبش به شما ما كه رسيديم ته خط

 

قربونت برم خدا چقدر غريبي رو زمين

 

اره دنيا ما نخواستيم دلو با خودت نبين

 

نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم

 

واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم

 

يا يه موجود كباب خالي پر افاده شم

 

وايسا دنيا   وايسا دنيا من مي خوام پياده شم

 

اين همه چرخيديو چرخونديو آخرش چي شد

 

اون بيليط شانس دائم بگو قسمت كي شد

 

همه درويش همه عالم جاي عاشق پس كجاست

 

اين همه طلسم و غيب جاي خوش تو كجاست

 

نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم

 

واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم

 

يا يه موجود كباب خالي پر افاده شم

 

وايسا دنيا   وايسا دنيا من مي خوام پياده شم

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/22ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

 گیرنده : همسر عزیزم

 موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه

.......................................................................................................

 اگه يه روزي بري سفر . . . . بري ز پيشم بي خبر . . . . عیبی نداره. فقط سوغاتي يادت نره

 ببخشید از شرکت روزانه مزاحمتون می شم. عکستون روی شیشه شیر قدیمی شده لطفا یک عکس جدید برامون بفرستید.

 هزار تا جوك ديگه (مجاز و غير مجاز) در ادامه مطاب منتضر شماست !!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/22ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

تو باعث شدي يه چيزي رو بفهمم .

 بفهمم عشق يعني چي ...

 بفهمم دل کجاست ...

 بفهمم وقتي کسي عاشق ميشه چه حالي داره ...

بفهمم درد عشق چيه ...

 حالا مي دونم ...

 ميدونم عشق يعني تشنگي .

 عشق يعني نياز . عشق يعني التماس .

 عشق يعني آرزو .

عشق يعني خواستن و بدست نياوردن .

 عشق يعني دويدن و نرسيدن . آره ، عشق يعني نرسيدن

ashghanehha.tk

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/19ساعت 9:12 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  | 

gitarist_0007

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/08ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط مسافر عشق  |